ღ❤احساس دلتنگی❤ღ

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

ღ❤احساس دلتنگی❤ღ

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

آخرین حرفهام
بيشترين نگاه هاي شما

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تفسیر نور» ثبت شده است

ختم قرآن 183

سه شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از زیبایی و لبخند :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ (178) "


" ای مومنین (از طرف خداوند) قانون قصاص درمورد کشته‌هایتان (این‌گونه) نوشته شده است.

آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن، پس اگر قاتل از طرف خانواده مقتول بخشیده شود و (از قصاص شدن به پرداخت دیه توافق شود) طرفین باید این توافق را به شایستگی و به خوبی انجام دهند، یعنی خانواده مقتول، قاتل را در دیافت دیه و مبلغ آن  در فشار قرار ندهد (حتی می‌تواند مبلغ دیه را به خاطر خدا ببخشد) و از طرفی قاتل نیز در پرداخت دیه و خون‌بها کوتاهی نکند (و مبلغ تعیین شده را بپردازد)، (قانون «تبدیل قصاص به دیه» در واقع نوعی) تخفیف در مجازات و رحمتی از جانب پروردگار شما است، بنابراین اگر کسی از طرفین بعد از آنکه به توافق رسیدند، به تعهد خود عمل نکنند، پس برای او عذاب دردناکی خواهد بود. (178) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ در هر اجتماعى گاه و بیگاه قتلى صورت مى‌گیرد، یک دین جامع و کامل همانند اسلام، در قبال چنین حوادثى باید طرح و برنامه‌ عادلانه و منطقى ارائه دهد که بتواند جلوى ازدیاد و تکرار چنین حوادث و همچنین جلوى انتقام‌هاى نابجا و احیاناً سوءاستفاده‌ها را بگیرد، تا قاتلان، جسور نشوند و خون مظلوم به هدر نرود. در جاهلیّت قبل از اسلام، گاه به خاطر کشته شدن یک نفر، قبیله‌اى به خاک و خون کشیده مى‌شد و جنگ‌هاى طولانى به راه مى‌افتاد. اسلام با طرحى که در این آیه مطرح شده، هم حفاظت خون مردم و هم رضایت طرفین و رعایت حدود و اندازه را در نظر گرفته است. البتّه قانون قصاص، حکم الهى که قابل عفو و اغماض نباشد، نیست، بلکه حقّى است براى صاحبان خون که مى‌توانند با گرفتن دیه و یا بدون آن، از حقّ خود صرف‌نظر کنند.

+ سؤال: چرا در قانون قصاص، جنسیّت مطرح است؟ اگر قاتل مرد و مقتول زن باشد، مرد را قصاص نمى‌کنند؟

پاسخ: قتل زن و مرد، از نظر الهى و انسانى و کیفر اخروى یکسان است، لکن در کیفر دنیوى فرق دارد و این به خاطر آن است که معمولا مرد نان‌آور خانه و قتل او سبب ضربه اقتصادى به خانواده است و قانون براساس نوع است، نه موارد نادر که ممکن است زنى نان‌آور باشد.

+ البته مرد در برابر زن با پرداخت ما به التفاوت دیه، قصاص مى‌شود.

+ در قانون قصاص، اصول تساوى و عدالت مورد توجّه است. «الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‌ بِالْأُنْثى‌ ...»

+ قاطعیّت و عطوفت در کنار هم لازم است. «فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ» گویا اولیاى مقتول، برادر قاتل هستند و قاتل، از مرز اسلام و اخوت بیرون نمى‌رود.

+ حقوق اسلامى، آمیخته با اخلاق اسلامى است. «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ ... فَمَنْ عُفِیَ»

+ اسلام، نه مانند یهود تنها راه را قصاص مى‌داند و نه همچون مسیحیّت بهترین راه را عفو مى‌شناسد، بلکه راه‌هاى مختلفى مثل قصاص، خون‌بها و عفو را مطرح مى‌کند. «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ ... فَمَنْ عُفِیَ»

+ جواز عفو قاتل و تبدیل قصاص به گرفتن خون‌بها، شاید براى تربیت شماست. «تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ»

+ تجاوز از حدود الهى و سوءاستفاده از آن ممنوع است. «فمن اعتدى علیه ... فَلَهُ عَذابٌ أَلِیمٌ»

+ اگر در قانونى تخفیف قرار دادید، به آن پا بند بایستید. «ذلِکَ تَخْفِیفٌ ... فَمَنِ اعْتَدى‌»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 182

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از لحظات ناب و لبخند :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

۞ لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلَائِکَةِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَ الْیَتَامَىٰ وَ الْمَسَاکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقَابِ وَ أَقَامَ الصَّلَاةَ وَ آتَى الزَّکَاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ۖ وَ أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177) "


" (ای قوم یهود) نیکوکاری به این نیست که (هنگام نماز) به سوی مشرق یا مغرب رو کنید بلکه (مسئله اصلی، خود نماز و اطاعت از دستورات الهی است، بنابراین به جای بحث و سر‌و‌صدا بر سر قبله و سمت نماز، با عمل و اطاعت از دستورات خداوند نیکوکار واقعی باشید و) نیکوکار واقعی کسی است که ایمان به خداوند و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران الهی داشته باشد و مال خود را با اینکه دوست دارد به خویشاوندان نیازمند و یتیمان و بیچارگان و در راه‌ماندگان و تهیدستان و (برای آزاد شدن) بردگان، عطا کند.

و نماز را به پا می‌دارد و زکات (واجب مالش را) می‌پردازد و (افرادی که چنین هستند) به عهد و پیمان (و قول و قراری) که متعهد می‌شوند، وفا می‌کنند و در سختی‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ و جهاد، صبر و استقامت می‌کنند و آن‌ها (واقعا) راستگو هستند (و در حرف و عملشان صداقت دیده می‎‌شود) و آن‌ها همان پرهیزکاران واقعی هستند. (177) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ این آیه جامع‌ترین آیه قرآن است. زیرا اصول مهم اعتقادى، عملى و اخلاقى در آن مطرح گردیده است.

+ در تفسیر المیزان از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: هر کس به این آیه عمل کند، ایمانش کامل است.

+ این آیه پانزده صفت نیک را در سه بخشِ ایمان، عمل و اخلاق بیان نموده است. در بخش ایمان، به مسئله ایمان به خدا، فرشتگان، انبیا، قیامت و کتب آسمانى اشاره شده و در بخش عمل، به مسائل عبادى مانند نماز و اقتصادى مانند زکات و اجتماعى مانند آزاد نمودن بردگان و نظامى مانند صبر در جبهه و جنگ، و روحى و روانى مثل صبر در برابر مشکلات، اشاره گردیده است. و در بخش اخلاقى به وفاى به عهد و دل کندن از مادّیات و ترحّم به فقرا اشاره شده است.

+ صبر، مادر همه کمالات است و قرآن راه رسیدن به بهشت را صبر مى‌داند؛ «أُوْلئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا» «فرقان/75» به آنان جایگاه بلند داده مى‌شود، به پاس بردبارى که کردند.

+ براى رسیدن به کمالِ تقوا، انفاقِ واجب و غیر واجب، هر دو لازم است.

+ بعضى از مردم به مستمندان کمک مى‌کنند، ولى حقوق واجب خود را نمى‌پردازند و برخى دیگر به پرداخت خمس و زکات اکتفا مى‌کنند و نسبت به فقرا و محرومان در بخشش‌هاى مستحبّى بى‌تفاوت مى‌شوند. این آیه، مؤمن واقعى را کسى مى‌داند که هم حقوق واجب را بپردازد و هم انفاق مستحبّ را انجام دهد. به همین دلیل در روایات مى‌خوانیم: در اموال ثروتمندان، غیر از زکات نیز حقّى براى محرومان است. «تفسیر قرطبى» و کسى که سیر بخوابد در حالى که همسایه او گرسنه باشد، ایمان کامل به خدا و قیامت ندارد. «کافى، ج 2، ص 665»

+ به جاى محتواى دین، به سراغ ظاهر نرویم و از اهداف اصلى باز نمانیم. «لَیْسَ الْبِرَّ ... وَ لکِنَّ الْبِرَّ»

+ یکى از وظایف انبیا و کتب آسمانى، تغییر فرهنگ مردم است. «لَیْسَ الْبِرَّ ... وَ لکِنَّ الْبِرَّ»

+ ایمان، مقدّم بر عمل است. «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ ... آتَى الْمالَ»

+ ایمان به خدا و روز قیامت همراه با ایمان به همه‌ انبیا و ملائکه لازم است. «آمَنَ بِاللَّهِ ... وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ»

+ ارتباط با خدا در کنار ارتباط با مردم و تعاون اجتماعى در حوادث و گرفتارى‌ها مطرح است. «آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ... وَ آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ»

+ تمام کارهاى نیک، درسایه ایمان به خدا شکل مى‌گیرد. «آمَنَ بِاللَّهِ ... آتَى الْمالَ»

+ هدف اسلام از انفاق، تنها سیر کردن گرسنگان نیست، بلکه دل کندن صاحب مال از مال نیز هست. «عَلى‌ حُبِّهِ»

+ نیکوکاران، مال و دارایى خود را با رغبت و علاقه در راه خدا انفاق مى‌کنند. «آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ»

+ در انفاق، بستگان نیازمند بر سایر گروه‌هاى مستمند، اولویّت دارند. «ذَوِی الْقُرْبى‌ وَ الْیَتامى‌ ...»

+ سائل را ردّ نکنید، گرچه فقیر، مسکین، در راه مانده و فامیل نباشد. کلمه‌ى «السائلین» به صورت مستقل مطرح شده است. «وَ الْمَساکِینَ وَ ... السَّائِلِینَ»

+ ایمان و نماز و زکات، بدون شرکت در جهاد کامل نمى‌شود. «وَ حِینَ الْبَأْسِ ... أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا»

+ مدّعیان ایمان بسیارند، ولى مؤمنان واقعى که به تمام محتواى دین عمل کنند، گروهى اندک هستند. «أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا»

+ نشانه‌ صداقت، عمل به وظایف دینى و تعهّدات اجتماعى است. «أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا»

+ متّقى کسى است که عملش، عقایدش را تأیید کند. «آتَى الْمالَ ... أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»



گ.ن:

+ واقعا یکی از آیات خیلی لذت بخش قرآنه :)

+ پیشنهاد می‌کنم آیه رو حتما با معنی و تفسیر و با دقت و تامل بخونیم :)
  • گلاره خانوم

ختم قرآن 181

يكشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۳۰ ب.ظ

سلام علیکم

روز همگی پر از برکت و روزی حلال :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ ۗ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتَابِ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ (176) "


" آن (عذاب دردناک) به خاطر این است که خداوند کتاب (آسمانی) را به حق نازل کرده، ولی آن‌ها (با کتمان و تحریف آیات) در کتاب خدا، اختلاف به وجود آوردند و دچار دشمنی عمیق می‌شوند. (176) "










-------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ این همه تهدید و وعده‌ عذاب که براى کتمان کنندگان حقایق دینى بیان شد، از آن جهت است که خداوند کتاب آسمانى را چنان روشن و واضح و همراه با دلایل و استدلال نازل کرده است که جاى هیچ گونه شبهه و ابهام براى کسى باقى نمى‌ماند، امّا با این حال گروهى از مردم براى حفظ منافع شخصى خود، دست به توجیه و تحریف زده و در فهم کتاب آسمانى اختلاف به وجود مى‌آورند تا به اصطلاح آب را گل آلود نموده و از آن ماهى بگیرند. خداوند در وصف اینان مى‌فرماید: این گروه در شقاق و جدایى به سر مى‌برند.

+ یکى از راه‌هاى کتمان حقیقت، ایجاد اختلاف است. در سه آیه‌ گذشته، تمام تهدیدات متوجّه کتمان کنندگان بود. در این آیه به جاى اینکه بفرماید: کتمان کنندگان در شقاقند، فرمود: اختلاف کنندگان در کتاب، در شقاقند. این نشان دهنده‌ آن است که کتمان کنندگان، همان اختلاف کنندگان هستند. زیرا در محیط آلوده به اختلاف است که مى‌توان مردم را سردرگم و حقایق را پنهان کرد.

+ منشأ اختلافات دینى و مذهبى، دانشمندان هستند، نه کتب آسمانى. «نَزَّلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ ... اخْتَلَفُوا فِی الْکِتابِ»

+ کتمان حقایق، موجب شقاق و شکاف و جدایى و پراکندگى است. «شِقاقٍ بَعِیدٍ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 180

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۴۷ ق.ظ

سلام علیکم

صبح زیبای بهاری پر از خیر و برکت همگی بخیر :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

أُولَٰئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ وَ الْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ ۚ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ (175) "


" آن‌ها ضلالت و گمراهی را به بهای هدایت، و عذاب را در مقابل آمرزش، خریدند. راستی! (آنان می‌پندارند) چقدر در برابر عذاب خداوند تحمل دارند! (175) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ براى گناه کتمان، هشت تهدید پى در پى آمده است؛ پنج تهدید در آیه قبل، دو تهدید در این آیه و یک تهدید در آیه بعد. شاید در مورد هیچ گناه دیگر این همه تهدید پشت سر هم نیامده باشد.

+ انگیزه‌هاى کتمان حقیقت، زیاد است. از آن جمله مى‌توان به غرور، تعصّب نابجاى دینى، حفظ موقعیّت، ضعف نفس، عدم شهامت، تنگ نظرى، سفارش بیگانگان، حفظ مقام و مال اشاره کرد.

+ توبه‌ گناه کتمان، تنها استغفار و گریه نیست، بلکه علاوه بر آن، بیان حقایق است. البتّه در مواردى کتمان لازم است مانند آنکه جان کسى در خطر است و یا فساد و خطرى مطرح است. مانند کتمان گناهان خود یا مردم.

+ کتمان حقایق، از گناهان ویژه‌ دانشمندان است. «أُولئِکَ الَّذِینَ»

+ در بیان کتب آسمانى، هدایت و مغفرت الهى است و در کتمان آن‌ها ضلالت و عذاب. «اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‌ وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ»

+ دین فروشى و کتمان حقیقت، سخت‌ترین کیفرها را بدنبال دارد. جمله‌ «فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ» در قرآن تنها در مورد این گروه بکار رفته است.

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 179

دوشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از آوای خوش امید :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا ۙ أُولَٰئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَ لَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (174) "


" کسانی که آیات کتاب آسمانی را (تحریف و یا) کتمان کنند و به قیمت ناچیزی بفروشند (تا از این کار، مال یا موقعیت دنیوی به دست آوردند، در واقع) جز آتش به شکم‌هایشان فرو نمی‌برند و (این آتش همان آتش جهنم است که در قیامت به عنوان مجازات می‌خورند ولی مجازات آن‌ها فقط آتش نیست بلکه خداوند برای شکنجه روحی و توبیخ آنان) در روز قیامت با آن‌ها سخن نمی‌گوید و پاکشان نمی‌کند و برای آن‌ها عذابی دردناک (آماده شده) است. (174) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ دانشمندانِ یهود و نصارى تا قبل از آمدن پیامبر اسلام، به مردم وعده‌ آمدن آن حضرت را مى‌دادند و نشانه‌هایى را که در تورات و انجیل آمده بود براى مردم مى‌گفتند، ولى همین که پیامبر اسلام مبعوث شد و آن‌ها اقرار به رسالت آن حضرت را مساوى با از دست دادن مقام، مال و ... خود دیدند، حقیقت را کتمان نمودند، تا چند روزى بیشتر در مسند خود بمانند و تحفه و هدایایى بخورند، ولى این بهاى اندکى است که در برابر گناه بزرگ خود دریافت مى‌دارند و این درآمدها نیز چیزى جز آتش نیست که مى‌خورند.

+ در آیه قبل، به دنبال تحریم گوشت خوک و مردار، سخنى از مغفرت آمده است، ولى در این آیه که سخن از تحریم کتمان حقّ و گناهان مربوط به مسائل فکرى و فرهنگى است، لحن آیه بسیار تندتر شده و سخنى از مغفرت نیامده است. بگذریم که در آیه بعد این تهدیدات شدیدتر مى‌شود.

+ کتمان حقیقت، تنها درباره رسالت پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) نبوده است. کسانى که درباره جانشین واقعى پیامبر نیز کتمان حقیقت کنند، دچار این عقوبت خواهند شد. آنانکه ماجراى غدیر خم را در کتب تفسیر و تاریخ خود محو و مسیر آیات را تحریف و توجیه مى‌کنند و مردم را به جاى امام معصوم به سراغ دیگران مى‌فرستند، دچار کتمان حقیقت شده‌اند.

+ دنیاگرایى، بزرگترین خطر براى علما و دانشمندان است. «یَکْتُمُونَ، یَشْتَرُونَ»

+ دین فروشى، به هر قیمتى که باشد خسارت است، زیرا حقایق و معارف کتب آسمانى ارزشمندتر از همه منافع است. «ثَمَناً قَلِیلًا»

+ خوردنى‌هاى حرام، به صورت آتش تجسّم مى‌یابند. «ما یَأْکُلُونَ ... إِلَّا النَّارَ»

+ اشیا داراى یک وجهه باطنى و ملکوتى هستند که در قیامت به آن شکل تجسّم مى‌یابند. «فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ»

+ کیفر، باید متناسب با جرم باشد. آنانکه در دنیا راه شنیدن کلام خدا را بر مردم بسته‌اند، در قیامت از لذّت استماع کلام خدا محروم مى‌شوند. «لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ»

+ عذاب‌هاى قیامت، هم جسمى و هم روحى است. «لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 178

يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی به زیبایی و پاکی قطرات باران :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ ۖ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (173) "


" (چیزهایی را که خداوند) حرام کرده است (مانند:) گوشت حیوان مرده و خون و گوشت خوک و حیوانی که (بدون بسم الله ذبح شود و یا هنگام سربریدن) نام غیرخدا بر آن گفته شود (نخورید). اما کسانی که در شرایط اضطرار واقع شوند (و برای نجات جان خود از مرگ، از غذاهای حرام شده، به مقدار رفع نیاز و نجات از مرگ بخورند و خوردنشان برای لذت‌جویی نباشد) و بیش از حد نیاز، تجاوز نکنند (خوردن غذاهای حرا رد موقع اضطراری، با آن شرایط) گناه نیست. (173) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ با توجّه به اینکه خوردنى‌هاى حرام، بیش از چهار موردى است که در آیه مطرح شده، پس کلمه «انّما» به معناى حصر عقلى نیست، بلکه در مقابل تحریم‌هاى جاهلیّت است.

+ قاعده‌ اضطرار، اختصاص به خوردنى‌ها ندارد و در هر مسئله‌اى پیش آید، قانون را تخفیف مى‌دهد.

+ احکام اسلام، براساس مصالح است. در آیه قبل، خوردن بخاطر طیّب بودن آنها مباح بود و در این آیه چیزهایى که از طیّبات نیستند، حرام مى‌شود.

+ تحریم‌هاى الهى، تنها به جهت مسائل طبى وبهداشتى نیست، مثل تحریم گوشت مردار و خون، بلکه گاهى دلیل حرمت، مسائل اعتقادى، فکرى و تربیتى است. نظیر تحریم گوشت حیوانى که نام غیر خدا بر آن برده شده که به خاطر شرک‌زدایى است. چنانکه گاهى ما از غذاى شخصى دورى مى‌کنیم، به خاطر عدم رعایت بهداشت توسط او، ولى گاهى دورى ما از روى اعراض یا اعتراض و برائت از اوست.

+ اسلام به مسئله غذا و تغذیه، توجّه کامل داشته و بارها در مورد غذاهاى مضرّ و حرام هشدار داده است. «إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ ...»

+ تحریم‌ها، تنها به دست خداست نه دیگران. «إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ»

+ توجّه به خداوند و بردن نام او، در ذبح حیوانات لازم است. تا هیچ کار ما خارج از مدار توحید نباشد و با مظاهر شرک و بت‌پرستى مبارزه کنیم. «وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ»

+ اضطرارى حکم را تغییر مى‌دهد که به انسان تحمیل شده باشد، نه آنکه انسان خود را مضطرّ کند. کلمه «اضطُرّ» مجهول آمده است، نه معلوم. «فَمَنِ اضْطُرَّ»

+ اسلام، دین جامعى است که در هیچ مرحله بن‌بست ندارد. هر تکلیفى به هنگام اضطرار، قابل رفع است. «فَمَنِ اضْطُرَّ ... فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ»

+ قانون‌گزاران باید شرایط ویژه را به هنگام وضع قانون در نظر بگیرند. «فَمَنِ اضْطُرَّ ... فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ»

+ از شرایط اضطرارى، سوء استفاده نکنید. «فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 177

شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی لبریز از آرامش و لبخند :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ (172) "


" ای مومنین، از نعمت‌های پاکیزه‌ای که خدا به شما روزی داده بخورید و شکر خدا را به جای آورید اگر او را می‌پرستید. (172) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ قرآن، هرگاه بنا دارد انسان را از کارى منع کند، ابتدا راه‌هاى مباح آن را مطرح کرده و سپس موارد نهى را بیان مى‌کند. چون مى‌خواهد در آیات بعد، مردم را از یک سرى خوردنى، منع و نهى کند، در این آیه راه‌هاى حلال را بازگو نموده است.

+ شکر مراحلى دارد. گاهى با زبان است و گاهى با عمل. شکر واقعى آن است که نعمت‌ها در راهى مصرف شود که خداوند مقرر نموده است.

+ هدف اصلى از آفرینش نعمت‌هاى طبیعى، بهره بردن مؤمنان است.

+ شاید بتوان گفت که از هرکس توقّع خاصّى است. از مردم عادّى، توقّع آن است که پس از خوردن، دنبال گناه و وسوسه‌هاى شیطان و فساد نروند؛ «یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا ... وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» «بقره/168» ولى از اهل ایمان این توقّع است که پس از خوردن، به دنبال عمل صالح و شکرگزارى باشند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا ... وَ اشْکُرُوا» و «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا ... وَ اعْمَلُوا صالِحاً» «مؤمنون/51»

+ خودسازى و زهد و تقوا، منافاتى با بهره‌گیرى از طیّبات ندارد. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ»

+ در مکتب اسلام، مادّیات مقدّمه‌ معنویات است. «کُلُوا، وَ اشْکُرُوا، تَعْبُدُونَ»

+ اسلام در تغذیه، به بهداشت توجّه دارد. «طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ»

+ قبل از تأمین زندگى مردم و محبّت به آنان، توقّعى نداشته باشید. «کُلُوا ... وَ اشْکُرُوا»

+ شکر، نشانه‌ خداپرستى و توحید ناب است. اگر انسان رزق را نتیجه فکر اقتصادى، تلاش، مدیریّت، سرمایه و اعتبارات خود بداند، براى خداوند سهمى قایل نخواهد بود تا او را شکر کند. «وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»

+ شکر، نمونه روشن عبادت است. «وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ ... تَعْبُدُونَ»

+ شکر خداوند، واجب است. «کُلُوا ... وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ»

+ خداپرست، آنچه را خدا حلال شمرده، از پیش خود حرام نمى‌کند. «کُلُوا ... إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 176

جمعه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از لبخند خدا :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لَا یَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَ نِدَاءً ۚ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَعْقِلُونَ (171) "


" (ای پیامبر) داستان (تو در دعوت این) کافران (به سوی ایمان) همچون داستان کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از خطر) فریاد می‌زند ولی آن‌ها جز سر و صدایی (و فریادی، مطلبی را) نمی‌شنوند (و نمی‌فهمند؛ در واقع کافران مانند افراد) کر و لال و کور هستند و چیزی نمی‌فهمند. (171) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ «دعا» به معناى خواندن از نزدیک و «نداء» براى خواندن از راه دور است.

+ در این آیه دو تشبیه است: یکى تشبیه دعوت کننده‌ حقّ، به چوپان. و دیگرى تشبیه کافران، به حیواناتى که از کلام چوپان چیزى جز فریاد نمى‌فهمند. یعنى اى پیامبر! مثال تو در دعوت این قومِ بى‌ایمان به سوى حقّ و شکستن سدهاى تقلید کورکورانه، همچون کسى است که گوسفندان و حیوانات را براى نجات از خطر صدا مى‌زند و آنها این پیام را درک نمى‌کنند. زیرا چشم و گوش دل آنها بسته شده و در واقع کر و لال و نابینا هستند.

+ ارزش چشم و گوش و زبان، به آن است که مقدّمه‌ تعقّل باشد، وگرنه حیوانات نیز چشم و گوش دارند. «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ»

+ راه شناخت، پرسیدن، گوش کردن و دیدن همراه با تفکّر است. «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ»

+ اشخاص بى‌تفاوت در برابر دعوت حقّ، پنج صفت تحقیرآمیز دارند: مثل حیوانند، کورند، کرند، لالند و بى‌عقلند. «مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا ... فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 175

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از امید و شوق به زیستن :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَ لَا یَهْتَدُونَ (170) "


" هرگاه به آن‌ها (مشرکان و کفار) گفته شود از آنچه خداوند (از قرآن و احکام دین) نازل کرده پیروی کنید، (در جواب) می‌گویند: (نه، ما از آنچه خداوند گفته پیروی نمی‌کنیم) بلکه ما از روش پدران (گذشته) مان پیروی می‌کنیم.

آیا، اگر پدارن (بی‌دین و منحرف) آن‌ها چیزی (از دین) نمی‌فهمیدند و (از سوی پیامبران الهی) هدایت نیافتند (باز هم می‌توانند از آن پدارن پیروی کنند و راه منحرف آن‌ها را ادامه دهند.) (170) "










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ پیروى و اطاعت عقلانى مانعى ندارد، مورد انتقاد قرآن، تقلید از کسانى است که نه خود داراى تعقّل بوده‌اند و نه هدایت انبیا را پذیرفته‌اند. هدایت الهى، در هر عصر و زمانى وجود دارد. از اینکه قرآن مى‌فرماید: نیاکان آنان هدایت پذیر نبودند، استفاده مى‌شود که هدایت الهى در هر زمانى بوده، ولى آنها نمى‌پذیرفتند.

+ ارتجاع و عقب گرد، ممنوع است. پیروى از سنّت و راه نیاکان، اگر همراه با استدلال و تعقّل نباشد، قابل پذیرش نمى‌باشد. «أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا»

+ تعصّباتِ نژادى و قبیله‌اى، از زمینه‌هاى نپذیرفتن حقّ است. «بَلْ نَتَّبِعُ ... آباءَنا»

+ آداب و عقاید نیاکان، در آیندگان اثر گذار است. «ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا»

+ راه حقّ، با عقل و وحى به دست مى‌آید. «لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ»

+ انتقال تجربه و دانش ارزش است، ولى انتقال خرافات از نسل گذشته به نسل آینده، ضد ارزش مى‌باشد. «آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ»

+ عقل، ما را به پیروى از وحى، رهبرى مى‌کند. «اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ ... أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 174

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از حس زندگی مثل بوی نون تازه دراومده از تنور نون مادربزرگ :)





" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشَاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169) "


" (شیطان، انسان‌ها را فقط) به انجام کارهای زشت و گناهان (صغیره و کبیره، پنهان و آشکار،) دعوت و وسوسه می‌کند و می‌خواهد آنچه نمی‌دانید به خداوند نسبت بدهید. (169)"










--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ در تفسیر روح‌البیان آمده است که شیطان در وسوسه‌ خود، مراحلى را طى مى‌کند: ابتدا به کفر دعوت مى‌نماید. اگر موفق نشد، به بدعت، اگر موفق نشد، به گناهان کبیره، اگر موفق نشد به گناهان صغیره، اگر موفق نشد، به کارهاى مباح به جاى عبادات و اگر باز هم موفق نشد، به عباداتى دعوت مى‌کند که پایین‌تر است، تا شخص از مرحله بالاتر باز بماند.

+ فرمان شیطان، همان وسوسه‌هاى اوست. نه آنکه از انسان سلب اختیار کند تا انسان مجبور به گناه شود.

+ تاثیر فرمان شیطان، نشان ضعف ماست. هرگاه انسان ضعیف شد، وسوسه‌هاى شیطان را همچون فرمان مولا مى‌پذیرد.

+ نشانه‌ دشمنى شیطان، وسوسه براى انجام فحشا و افترا به خداوند است. «عَدُوٌّ مُبِینٌ إِنَّما یَأْمُرُکُمْ»

+ شیطان، هم دستور به گناه مى‌دهد، هم راه توجیه آن را نشان مى‌دهد. فرمان به سوء و فحشا، همان دستور به گناه و فرمان افترا بستن به خدا، دستور به توجیه گناه است. «یَأْمُرُکُمْ ... وَ أَنْ تَقُولُوا»

+ اظهار نظر در باره احکام دین و فتوى دادن بدون علم، حرام است. «أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»

+ حتّى در مقام تردید و شک، نباید چیزى را به خداوند نسبت داد، تا چه رسد به مواردى که بدانیم آن حرف و سخن از خدا نیست. بنابراین باید در تفسیر قرآن و بیان احکام دقّت کرد. «وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»


گ.ن:

+ ببخشید این چند روز نبودم. سیستمم مریض شده بود و بستری بود :(

  • گلاره خانوم