ღ❤احساس دلتنگی❤ღ

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

ღ❤احساس دلتنگی❤ღ

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۶۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تفسیر نور» ثبت شده است

ختم قرآن 229

جمعه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۱۹ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از انرژی مثبت :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ لَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَیْمَانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النَّاسِ ۗ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (224) "


" خداوند را هدف سوگندهای خود برای ترک نیکی و تقوا و اصلاح در میان مردم قرار ندهید (اگر نیکی به مردم و تقوا و اصلاح در میان مردم واقعا به خاطر خداست لازم نیست برای اثبات آن سوگند یاد کنید زیرا) خداوند دانا و شنواست (و اگر رای ترک تقوا و اصلاح و نیکی به مردم، سوگند یاد کنید چنین سوگندهایی مانع از انجام وظیفه شما نیست پس این چنین سوگندها را ترک کنید و اگر بعضی از مردم در مقابل خدمت و نیکی شما بدی کردند شما از خدمت و نیکی به سایر مردم خودداری نکنید و فقط به خاطر خداوند به مردم خدمت کنید). (224) "











---------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ در تفاسیر متعدّد از جمله مجمع‌البیان و روح‌البیان در شأن نزول این آیه آمده است که میان داماد و دخترِ یکى از یاران پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) به نام عبداللّه‌بن رواحه اختلافى پیش آمد، او سوگند یاد کرد که براى اصلاح کار آن‌ها هیچ دخالتى نکند. آیه نازل شد و این‌گونه سوگندها را ممنوع ساخت.

+ سوگند را وسیله‌اى براى توجیه و فرار از مسئولیّت خود قرار ندهید و به هر مناسبتى از خداوند و نام مقدّس او خرج نکنید، این کار خود نوعى جرأت و بى‌ادبى است.

+ امام صادق(علیه السلام) فرمود: «لاتحلفوا باللّه صادقین و لا کاذبین» «بحار، ج 76، ص 47» نه راست و نه دروغ، به خدا سوگند یاد نکنید.

+ احترام نام خداوند و مقدّسات باید حفظ شود. «وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَیْمانِکُمْ»

+ سوگند، نباید مانع انجام کار نیک و اصلاح میان مردم قرار گیرد. «لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَیْمانِکُمْ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 228

چهارشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی به زیبایی اولین لبخند نوزاد پس از تولد :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ ۖ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ ۚ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلَاقُوهُ ۗ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ (223) "


" همسرانتان به منزله کشتزار شما (برای بذرافشانی) هستند بنابراین (پس از پاک شدن از خون حیض) در هر زمان که بخواهید می‌توانید با آن‌ها نزدیکی کنید و (بذر فرزند صالح را کشت کنید و برای بهره‌مند شدن از ثمرات فرزند صالح در روز قیامت) برای خودتان از پیش بفرستید (و در مسائل زناشویی) تقوا پیشه کنید (و از دستورات خداوند و احکام الهی تجاوز نکنید) و بدانید در روز قیامت با خداوند ملاقات خواهید کرد (و نتیجه تقوا و پاداش آن را خواهید دید و این چنین ملاقات را) برای مومنان مژده بده. (223) "











--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ در این آیه، زنان به مزرعه و کشتزارى تشبیه شده‌اند که بذر مرد را در درون خود پرورش داده و پس از 9 ماه، گل فرزند را به بوستان بشرى تقدیم مى‌کنند. همچنان که انسان، بدون کشت و مزرعه از بین مى‌رود، جامعه بشرى نیز بدون وجود زن نابود مى‌گردد.

+ زنان وسیله‌ هوسبازى نیستند، بلکه رمز بقاى نسل بشر هستند. پس لازم است در آمیزش جنسى، هدف انسان تولید یک نسل پاک که ذخیره قیامت است باشد و در چنین لحظات و حالاتى نیز هدف مقدّسى دنبال شود. جمله‌ «وَ اتَّقُوا اللَّهَ» هشدار مى‌دهد که از راه‌هاى غیر مجاز، بهره جنسى نبرید و به نحوى حرکت کنید که در قیامت سرافراز باشید و اولاد و نسلى را تحویل دهید که مجسمه‌ عمل صالح و خیرات آن روز باشند.

+ همسر مناسب همچون مزرعه‌ مناسب است و سلامت بذر، شرط تولید بهتر است. «نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ»

+ بذر و زمین، هر دو در تولید نقش مهمّى دارند. زن و مرد نیز در بقاى نسل آینده نقش اساسى دارند. «حَرْثٌ لَکُمْ»

+ در کنار ممنوعیّت‌هاى موسمى، بهره‌گیرى‌هاى دراز مدّت است. در آیه قبل فرمود: «فَاعْتَزِلُوا» در این آیه مى‌فرماید: «فَأْتُوا حَرْثَکُمْ»

+ در آمیزش، مرد باید به سراغ زن برود. «فَأْتُوا حَرْثَکُمْ»

+ غرائز نیز باید جهت خدایى بگیرند. اگر هدف از آمیزش، فرزندانى پاک و ذخیره قیامت باشد، آن نیز رنگ الهى مى‌گیرد. «قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ» در صحیح بخارى آمده است: اولیاى خدا در آمیزش قصد مى‌کنند که صاحب فرزندانى جهادگر شوند.

+ اگر نسل پاک تحویل دهید، خودتان بهره‌مند خواهید شد. «قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ»

+ زن، نه کالاست و نه منشأ تاریکى، بلکه او بنیان‌گذار آبادى‌ها و سرمایه‌گذار تاریخ و فرستنده هدایاى اخروى است. «نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ، قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ»

+ در مسائل جنسى، تقوا را مراعات کنید. «فَأْتُوا حَرْثَکُمْ ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ»

+ خواسته‌هاى نفسانى باید با تقوا کنترل شود. «أَنَّى شِئْتُمْ ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ»

+ ایمان به آخرت، بهترین وسیله‌ رسیدن به تقوا مى‌باشد. «اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 227

دوشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از عطر شکوفه‌های سیب :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ ۖ وَ لَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ یَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ (222) "


" خون حیض نوعی درد و رنج برای زنان است (اگر چه برخلاف خواست طبیعی آنان است اما طبع حکمت الهی باید ماهانه 3 تا 10 روز خون از آنان خارج شود) و در این ایام مردان باید از نزدیکی با همسرانشان خودداری کنند و تا پاک شدن از خون حیض با آن‌ها نزدیکی نکنند، پس هرگاه زنان از خون حیض پاک شدند آن‌طور که خداوند فرمان داده، مردان می‌توانند با همسرانشان نزدیکی کنند البته خداوند توبه کنندگان (و اطاعت کنندگان دستورات الهی و همچنین) پاکیزگان را دوست دارد. (222) "











--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ درباره برخورد با زنان در ایام حیض، یهود بسیار سخت‌گیر و نصارى بى‌تفاوتند. در تورات مى‌خوانیم: هرکس زن را در حال حیض لمس کند، تا شام نجس است. رختخواب آن زن نجس و هر کجا بنشیند نجس است. هرکس بستر او را لمس کند باید لباس خود را بشوید. و هرکس چیزى را که او بر آن نشسته لمس کند باید خود را بشوید و تا شام نجس است. و اگر مرد با او هم بستر شود تا هفت روز نجس است. و اگر روزهاى بیشتر از قاعده خون ببیند، نجس است. «تورات، سفر لاویان، از جمله نوزدهم تا بیست و نهم»

+ در مقابل این حکمِ سخت تورات، نصارى حتّى آمیزش جنسى را در ایّام حیض جایز مى‌دانند.

+ امّا اسلام، راه میانه و اعتدال را برگزیده و در ایّام حیض، تنها آمیزش جنسى را ممنوع دانسته است، و هرگونه معاشرت و نشست و برخاست با زنان هیچگونه مانعى ندارد.

+ اسلام، دین جامعى است و براى هر یک از سؤال‌هاى مورد طرح در زندگى بشرى پاسخى دارد. در آیات قبل بارها با جمله‌ «یَسْئَلُونَکَ» سؤالات مردم از رسول‌اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) را نقل و پاسخ‌هاى آن‌را بیان نمود. گاهى سؤال از جنگ است و گاهى از قمار و شراب، و گاهى از انفاق. و در این آیه نیز سؤال از مسائل زنان. این نشانه‌ جامعیّت یک مکتب است که حتّى در مورد آمیزش جنسى، احکام دارد و مى‌فرماید: «مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ» یعنى خداوند در تمام مسائل جزئى و کلّى، مادّى و معنوى فرمان دارد.

+ زن در ایام عادت حیض به لحاظ جسمى، آمادگى آمیزش جنسى ندارد و کسالت و اختلال مزاج که براى زن پیش مى‌آید، او را نسبت به آمیزش بى‌نشاط مى‌سازد. همچنین در این ایام که رحم زن در حال تخلیه خون است، آمادگى پذیرش نطفه را ندارد و طبق اظهار نظر دانشمندان پزشکى، ممکن است انتقال آلودگى‌هاى خون از مجراى مرد، او را براى همیشه عقیم سازد.

+ انبیا، مرجع و پاسخ‌گوى سؤالات مردم هستند. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ»

+ در سؤال کردن، حیا بى‌معنا است. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ»

+ بیان دلیل و فلسفه احکام، در پذیرش آن مؤثر است. در این آیه ابتدا دلیل حرمت مقاربت را بیان فرموده و سپس دستور به عدم نزدیکى مى‌دهد. «هو أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ»

+ احکام الهى بر اساس حفظ مصالح و دفع مفاسد مى‌باشد. «هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ»

+ قاعدگى، دوره‌اى سخت براى زن است. «هُوَ أَذىً»

+ نزدیکى با همسر هم حدّ و مرزى دارد. «فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ»

+ همسر باید مراعات همسر را بکند. اکنون که او در ناراحتى است، شما کام‌گیرى نکنید. «فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ»

+ آمیزش جنسى باید همراه با رعایت بهداشت باشد. «حَتَّى یَطْهُرْنَ»

+ در آمیزش با همسر، باید احکام الهى مراعات شود. «فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ»

+ توبه و برگشت از لغزش، راه محبوبیّت نزد خداوند است. «یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»

+ علاقه و محبّت خود را نسبت به نادمان و توبه‌کنندگان اظهار کنیم. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 226

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از نور و شادی :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ لَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّىٰ یُؤْمِنَّ ۚ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ ۗ وَ لَا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّىٰ یُؤْمِنُوا ۚ وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ ۗ أُولَٰئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ وَ اللَّهُ یَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ ۖ وَ یُبَیِّنُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (221) "


" (ای مسلمانان) با زنان مشرک ازدواج نکنید تا اینکه (به اسلام) ایمان بیاورند البته برای شما مسلمانان، ازدواج با کنیز مومن بهتر است از ازدواج با زن مشرک هر چند که آن زن مشرک (از لحاظ زیبایی و مال دنیا) توجه شما را جلب کند (و شما مسلمانان) نباید دخترانتان را به ازدواج مردان مشرک درآورید مگر آنکه مردان مشرک به اسلام ایمان بیاورند البته ازدواج دختران شما با یک برده مومن بهتر و شایسته‌تر است از ازدواج با یک مرد مشرک هر چند که آن مرد مشرک (از لحاظ مال دنیا و قیافه ظاهری) توجه شما را جلب کند. (بدانید که ازدواج با مشرکان دین، ایمان شما را به خطر می‌اندازد و در تربیت فرزند با دو عقیده و فرهنگ متضاد مواجه می‌شوید و آن‌ها در زندگی مشترک، بر اساس عقیده و فرهنگ خودشان مانع از اجرای احکام و دستورات الهی می‌شوند و در واقع) آن‌ها شما را به آتش جهنم دعوت می‌کنند ولی خداوند (با احکام نورانیش) شما را به بهشت دعوت می‌کند، بالاخره خداوند احکام و دستوراتش را این چنین واضح و آشکار برای مردم بیان می‌فرماید تا پند بگیرند. (221) "











--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ ازدواج با همسران غیر مؤمن، مى‌تواند تأثیر منفى بر تربیت فرزندان و نسل آینده انسان بگذارد، چنانکه ممکن است آن‌ها عامل جاسوسى براى بیگانه باشند. گرچه آیه درباره‌ ازدواج با غیر مسلمانان است، ولى هر نوع معاشرتى که ایمان انسان را در معرض خطر قرار دهد ممنوع است.

+ مسلمانان، حقّ پیوند خانوادگى با کفّار را ندارند. «وَ لا تَنْکِحُوا»

+ در انتخاب همسر، ایمان اصالت دارد و ازدواج با کفّار ممنوع است. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ»

+ در ازدواج، فریب جمال، ثروت و موقعیّت دیگران را نخورید. «وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ ... وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ»

+ مقام و مال و جمال، جاى ایمان را پر نمى‌کند. «وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ»

+ به ضعیفان و محرومان با ایمان بها داده و با آنان ازدواج کنید. «لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ ... لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ»

+ غرائز باید در مسیر مکتب کنترل شود. «حَتَّى یُؤْمِنَّ ... حَتَّى یُؤْمِنُوا»

+ ایمان مایه‌ ارزش است، گرچه در بنده و کنیز باشد و شرک رمز سقوط است، گرچه در حر و آزاد باشد. «لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ»

+ پدر، حقّ ولایت بر ازدواج دخترش دارد. در مسئله داماد گرفتن، به پدر خطاب مى‌کند که دختر خود را به مشرکان ندهید. «لا تَنْکِحُوا»

+ اوّل ایمان، بعد ازدواج. فکر نکنید شاید بعد از ازدواج ایمان بیاورند. «حَتَّى یُؤْمِنَّ ... حَتَّى یُؤْمِنُوا»

+ از نفوذ عوامل مشرک در تاروپود زندگى مسلمانان، جلوگیرى کنید و توجّه به خطرات مختلف این نوع ازدواج‌ها داشته باشید. «أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ»

+ همسر مشرک، زمینه‌ساز جهنّم است. «یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ»

+ عمل به دستورات الهى، راه رسیدن به بهشت است. «وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ»

+ مغفرت، با توفیق و اذن الهى است. بر خلاف مسیحیّت که آمرزش را بدست بزرگان خود مى‌دانند. «وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ»

+ انسان، واقعیات را به طور فطرى در مى‌یابد. بیان احکام فقط براى یادآورى است. «لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 225

جمعه, ۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از آرامش قلبی :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ ۗ وَ یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَىٰ ۖ قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ ۖ وَ إِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ ۚ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ۚ وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (220) "


" (ای مومنین درباره اسرا) دنیا و اخرت (فکر و اندیشه کنید تا حقیقت احکام الهی و معارف اسلامی برای شما روشن شود و با درک صحیح و آگاهانه، قوانین الهی را انجام دهید).

(ای پیامبر) درباره یتیمان (و چگونگی اصلاح امور آنان و رسیدگی به مسائل مالی آن‌ها) از تو سوال می‌کنند (در جوابشان) بگو: اصلاح کار یتیمان (و رسیدگی به مشکلات آن‌ها) برایتان بهتر است (بنابراین مسئولیت سرپرستی یتیمان را بپذیرید و می‌توانید با هم زندگی مشترک و برادرانه داشته باشید زیرا آن‌ها برادران دینی شما هستند و اگر مطمئن هستید که در صورت مخلوط کردن اموال یتیمان بااموال خودتان فساد مالی پیدا نمی‌شود، می‌توانید با هدف اصلاح، زندگیتان را مخلوط کنید البته) خداوند فسادگر و اصلاح‌گر را می‌شناسد. (بدانید که رسیدگی به حال یتیمان از وظایف شماست و خداوند به طور آسان و به این شکل می‌خواهد به آن‌ها رسیدگی کنید و الا) خداوند اگر می‌خواست، می‌توانست در این مورد بر شما سخت‌گیری نماید ولی او حکیم است و (از روی مصلحت و حکمت وظایف شما را تعیین می‌کند و بر این کار) تواناست. (220) "











---------------

قسمتی از تفسیر این ایه در تفسیر نور:

+ در تفاسیر آمده است: وقتى آیه دهم سوره نساء نازل شد، که خوردن مال یتیم، خوردن آتش است، افرادى که در منزل یتیمى داشتند به اضطراب افتادند. برخى یتیمان را از خانه بیرون کردند و بعضى ظرف و غذاى یتیم را جدا نمودند به طورى که براى یتیم و صاحب‌خانه مشکلاتى بوجود آمد. آنان به حضور پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) رسیده و از رفتار با یتیمان سؤال نمودند، پیامبر جواب داد: اصلاح امور یتیمان، از رها کردن آن‌ها بهتر است، نباید به خاطر آمیخته شدن اموال آنان با اموال خودتان، ایتام را رها کرده و از مسئولیّت اداره آن‌ها شانه خالى کنید، آنان برادران دینى شما هستند و مخلوط شدن اموال آنان با زندگى شما، در صورتى که هدف، حیف و میل اموال آن‌ها نباشد مانعى ندارد و بدانید خداوند مفسد را از مصلح باز مى‌شناسد.

+ دنیا و آخرت را سطحى ننگرید و در آن فکر کنید. «تَتَفَکَّرُونَ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ»

+ رها کردن کار یتیمان، مصلحت نیست، بلکه به نیّت خیر و با چشم برادرى معاشرت نمودن با آنان مصلحت است. «قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ»

+ هرگونه اصلاح در وضعیّت یتیمان، ارزش است. کلمه «اصلاح» به صورت مطلق آمده تا شامل همه‌ اصلاحات اعمّ از اصلاح مالى، علمى، عملى، تربیتى و دینى بشود. «إِصْلاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ»

+ یتیمان، نه برده و نه فرزند ما هستند، بلکه برادر کوچک ما و جزء خود ما هستند. «فَإِخْوانُکُمْ»

+ نه افراط و نه تفریط، نه به نام اصلاح، اموال ایتام را بخورید و نه از ترس فساد، آنان را رها کنید که خداوند مصلح و مفسد را مى‌شناسد. «وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ»

+ اگر بدانیم خداوند افکار و نیات ما را مى‌داند، فساد و خلاف نمى‌کنیم. «وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ»

+ تکلیفِ فوق طاقت در اسلام نیست. «لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَکُمْ»

+ آسان‌گیرى دستورات، کارى حکیمانه است. «لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 224

پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از عطر یاس و گل سرخ :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

۞ یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا ۗ وَ یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ (219) "


" (از پیامبر) درباره شراب و قمار از تو سوال می‌کنند، در جواب آن‌ها بگو: انجام دادن آن دو، ضررهای فراوان و گناه بزرگی دارد و اگر چه (عمل حرام و باطل) به ظاهر برای مردم منافع مادی دارد ولی ضرر و گناه آن دو از سودشان بیشتر است.

(ای پیامبر) از تو می‌پرسند از چه چیز انفاق کنند، بگو از مازاد نیازمند‌های زندگی خود (و از بهترین و عزیزترین مال خود به طور معتدل و به دور از افراط و تفریط انفاق کنید) خداوند این چنین آیات (و احکام و دستوراتش) را برای شما روشن می‌سازد تا شاید فکر و اندیشه کنید (و به آن عمل کنید). (219) "




قمار









--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ سؤال اوّلِ مردم درباره‌ حکم خمر و میسر است. کلمه «خمر» به معناى پوشش است و لذا به پارچه‌اى که زنان سرِ خود را با آن پوشانده و مراعات حجاب مى‌کنند، «خمار» مى‌گویند. از آنجا که شراب، قدرت تشخیص را از عقل گرفته ودر واقع آن را مى‌پوشاند، به آن «خمر» مى‌گویند.

+ همچنین کلمه‌ى «مَیسر» از «یسر» به معناى آسان است. گویا در قمار، طرفین مى‌خواهند مال همدیگر را به آسانى بربایند.

+ این آیه در پاسخ پرسش آنها مى‌فرماید: شرابخوارى و قماربازى، گناهان بزرگى هستند، گرچه ممکن است منافعى داشته باشند. چنانکه عده‌اى از راه کشت انگور یا شراب فروشى و گروه‌هایى با دایر کردن قمارخانه، ثروتى بدست مى‌آورند. در کتاب‌هاى علمى و تربیتى، آثار و عوارض منفى شراب و قمار به تفصیل بازگو شده است.

+ در اینجا فهرستى از آنچه در تفسیرنمونه در باب زیان‌هاى شراب و قمار آمده است، مى‌آوریم:

1. کوتاه شدن عمر.

2. عوارض منفى در کودکان. مخصوصاً اگر آمیزشى در حال مستى صورت گیرد.

3. گسترش فساد اخلاقى و بالا رفتن آمار جنایات از قبیل: سرقت، ضرب و جرح، جرائم جنسى و افزایش خطرات و حوادث رانندگى. از یکى از دانشمندان نقل شده است که اگر دولت‌ها نیمى از شراب فروشى‌ها را ببندند، ما نیمى از بیمارستان‌ها و تیمارستان‌ها را مى‌بندیم.

+ قمار نیز از جمله عوامل هیجان، بیمارى‌هاى عصبى، سکته‌هاى مغزى و قلبى، بالا رفتن ضربان قلب، بى اشتهایى، و رنگ پریدگى و ... است. همچنان که بررسى کنندگان، سى درصد آمار جنایات را مرتبط با قمار دانسته‌اند. در ضمن قمار، در شکوفایى اقتصادى نقش تخریبى داشته و نشاط کار مفید را از بین مى‌برد. در بعضى از کشورهاى غیر اسلامى نیز در سال‌هایى قمار را ممنوع و غیر قانونى اعلام کرده‌اند. مثلًا انگلستان در سال 1853، شوروى در سال 1854 و آلمان در سال 1873 قمار را ممنوع اعلام کردند.

+ سؤال دوّمِ مردم درباره‌ انفاق است که مى‌پرسند چه چیزى را انفاق کنند؟ آیه در جواب مى‌فرماید: «عفو» را! عفو در لغت علاوه بر گذشت و آمرزش به معناى حدّ وسط، مقدار اضافى، و بهترین قسمت مال آمده است و هر یک از این معانى نیز با آیه سازگار است و ممکن است مراد از عفو، همه‌ این معانى باشد. یعنى اگر خواستید انفاق کنید، هم مراعات اعتدال را نموده و همه‌ اموالتان را یکجا انفاق نکنید تا خود نیازمند نشوید و هم در موقع انفاق، از بهترین اموال خود بدهید. چنانکه قرآن در جاى دیگر مى‌فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» «آل‌عمران/92» به نیکى نمى‌رسید مگر از آنچه دوست دارید انفاق کنید.

+ در تفاسیر آمده است که تحریم شراب به صورت تدریجى بوده است. زیرا اعراب، گرفتار شراب بودند و لذا آیات، به تدریج آن‌ها را آماده پذیرش تحریم نمود. ابتدا این آیه نازل شد:

«تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً» «نحل/67» از انگور، هم نوشابه‌ مست کننده و هم رزق نیکو به دست مى‌آید. یعنى شراب، رزق حسن نیست. بعد این آیه نازل شد: «فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ» ضرر شراب و قمار براى مردم، بیشتر از منفعت آن‌هاست. و سپس این آیه نازل شد: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکارى‌» «نساء/43» به هنگام نماز نباید مست باشید. و در خاتمه حرمت دائمى و علنى بیان شد؛ «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ ... رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ» «مائده/90» شراب و قمار ... نجس و از اعمال شیطان هستند.

+ شراب و قمار، هر دو عامل فساد جسم و روح و مایه‌ غفلت هستند. لذا در قرآن در کنار هم مطرح شده‌اند. «الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ»

+ از اندیشه و امنیّت، پاسدارى کنید. با تحریم شراب، از عقل و فکر، و با تحریم‌ قمار، از آرامش و سلامتى روحى و اقتصادى پاسدارى شده است. «فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ ... وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ»

+ در برخوردها، انصاف داشته باشید. بدى‌هاى دیگران را در کنار خوبى‌هاى آن‌ها ببینید. آیه از منافع شراب و قمار چشم نمى‌پوشد و موضوع را به نحوى مطرح مى‌کند که قدرت تعقّل و تفکّر در انسان زنده شود. «فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ»

+ در محرّمات گاهى ممکن است منافعى باشد. «مَنافِعُ لِلنَّاسِ»

+ در جعل قوانین باید به مسئله اهمّ و مهمّ توجّه کرد. «مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ»

+ احکام الهى بر اساس مصالح و مفاسد است. «إِثْمُهُما أَکْبَرُ»

+ آشنایى با فلسفه احکام، گامى به سوى پذیرش آن است. «إِثْمُهُما أَکْبَرُ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 223

چهارشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۱۳ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از زیبایی و لبخند :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ ۚ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (218) "


" کسانی که ایمان آورده و کسانی که (در راه خدا از وطنشان) هجرت کرده و جهاد نموده‌اند، آن‌ها امیدوار رحمت خداوند باشند که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (218) "











----------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ امید بدون عمل، آرزویى بیش نیست. چنانکه در آخرین آیه سوره‌ کهف مى‌خوانیم: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» هرکس امید به لقاى پروردگار و رسیدن به مقام قرب را دارد، پس باید عمل خالصانه انجام دهد. آرى، «رجاء»، آن امیدى است که انسان مقدّمات رسیدن به آن‌را فراهم کند.

+ براى امیدوار بودن به الطاف الهى، اسلام زمینه‌هایى را فراهم کرده است:

1- یأس و ناامیدى از گناهان کبیره است. «زمر/53»

2- خداوند مى‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ مؤمن هستم، اگر گمان خوب به من ببرد به او خوبى مى‌رسانم. «کافى، ج 2، ص 72»

3- انبیا و فرشتگان، به مؤمنان دعا و براى آنان استغفار مى‌کنند. «غافر/7؛ ابراهیم/41»

4- پاداش الهى چندین برابر است. «بقره/261»

5- راه توبه باز است. «نساء/18»

6- گرفتارى‌هاى مؤمن، کفّاره‌ گناهان او محسوب مى‌شود. «بحار، ج 81، ص 176»

7- خداوند توبه را قبول کرده و سیّئات را به حسنات مبّدل مى‌سازد. «فرقان/70»

+ رتبه‌ ایمان، مقدّم بر عمل است. «آمَنُوا ...* هاجَرُوا وَ جاهَدُوا»*

+ امید به لطف پروردگار، مشروط به ایمان، هجرت و جهاد است. «آمَنُوا ... هاجَرُوا وَ جاهَدُوا ... أُولئِکَ یَرْجُونَ»

+ اصول افکار و اعمال اگر صحیح باشد، اشتباهات جزئى قابل عفو است. «آمَنُوا ... هاجَرُوا ... یَرْجُونَ»

+ به لطف خداوند امیدوار باشیم، نه به کارهاى نیک خود. زیرا خطر سوء عاقبت و حبط عمل و عدم قبول اطاعت، تا پایان عمر در کمین است. «یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ»

+ چون بنده امیدوار به رحمت خداوند است، خداوند نیز اعلام مى‌کند: آمرزنده و مهربان است. «یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»

+ ارزش هجرت و جهاد آن است که در راه خدا و براى او باشد. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ»

+ مؤمنان و مهاجران مخلص نیز به رحمت و مغفرت او نیاز دارند. «آمَنُوا، هاجَرُوا ... یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ»

+ از خطاى مهاجران و مجاهدان در راه خدا، باید گذشت. «وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 222

دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از نور و برکت :)






" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ ۖ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ ۖ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ إِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ۗ وَ لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کَافِرٌ فَأُولَٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ ۖ وَ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (217) "


" (ای پیامبر) از تو درباره جنگ و جهاد در ماه‌های حرام سوال می‌کنند (در جوابشان) بگو: جنگ کردن در ماه حرام گناه بزرگی است ولی گناه بزرگتر از آن در پیش خدا، جلوگیری از (گرایش مردم به آیین حق و) راه خدا و کافر شدن به خداوند و (بی‌احترامی به) مسجدالحرام (و جلوگیری از ورود به آن) و بیرون کردن و آواره کردن مسلمانان مکه می‌باشد.

و (جرم ایجاد) فتنه (و شرک و شبهه‌افکنی در ذهن مردم برای انحراف از حق و آشوب و ناامنی و فتنه‌گری کفار) از قتل و آدم‌کشی بالاتر (و بدتر) است.

(ای مسلمانان در برابر فتنه‌گری‌ها و هدف‌های شوم کفار و دشمنان دین، هوشیار باشید) آن‌ها می‌خواهند همیشه با شما بجنگند (با جنگ به صورت علنی و مسلحانه و یا زمینه‌سازی و توطئه برای جنگ. هدفشان از این فتنه‌گری‌ها این است که) تا آن جایی که می‌توانند شما را از دینتان (و هدفتان به سوی کفر و حرام) برگردانند (تا جایی که به طور کامل تابع دین آن‌ها شوید)

هرکس از مسلمانان از دین اسلام برگردد و مرتد شود و در حال کفر بمیرد همه اعمال نیکشان باطل می‌شود و (از آثار اعمال نیکش) در دنیا و آخرت بی‌بهره می‌مانند و آنان اهل جهنم می‌شوند و همیشه در آن می‌مانند. (217) "












--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ در تفاسیر شیعه و سنى آمده است: رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) شخصى را به نام عبداللّه بن جحش به همراه هشت نفر با نامه‌اى براى کسب اطلاعات از کفّار و مشرکان فرستاد، امّا بعد از ملاقات، درگیرى پیش آمد و در این بین رئیس گروه مقابل کشته شد و دو نفر از آنان به اسارت درآمده و اموالشان مصادره گردید.

این حادثه در اوّل ماه رجب که از ماه‌هاى حرام است‌ واقع شده بود، در حالى که این گروه گمان کرده بودند که آخر جمادى‌الثانى است، نه اوّل رجب. به هر حال این قتال اشتباهاً در اوّل رجب صورت گرفت و کفّار این موضوع را دستاویز قرار داده و شایع کردند که مسلمانان احترام ماه‌هاى حرام را نگه نمى‌دارند.

در برابر این تبلیغات دشمنان، قرآن جواب مى‌دهد که گرچه جنگ در ماه حرام واقع شده، ولى این قتال به اشتباه از سوى مسلمانان صورت گرفته است، در حالى که شما مشرکان به عمد مرتکب گناهانى شده‌اید که مجازات آنها به مراتب از قتال در ماه حرام بیشتر است.

بنابراین شما با داشتن سابقه‌ آن همه جنایت ورسوایى وارتکاب گناهان بزرگ، نباید این عمل اشتباه را دستاویز قرار دهید.

+ حبط عمل مرتد در دنیا، به این است که از فوائد اسلام محروم مى‌شود. زیرا کیفر او، جدایى از همسر مسلمان، محرومیّت از ارث، قطع رابطه با مسلمانان، خروج از حمایت اسلام و در نهایت قتل است. و حبط عمل او در آخرت، محو تمام کارهاى خیر اوست. «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ»

+ به شبهات، پاسخ مناسب بدهید. «یَسْئَلُونَکَ ... قُلْ»

+ مسجد الحرام و اهل آن، احترام ویژه دارند. «الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ»

+ تعیین اهمیّت گناهان، به دست خداوند است. «إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ، الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ ...»

+ سلب امنیّت، مهمّ‌تر از قتل است. «وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ»

+ لازم است آرزوها، هدف‌ها و تلاش‌هاى دشمن خود را بشناسیم. «وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ»

+ هجوم دشمن، توجیه کننده کفر و ارتداد شما نیست. «وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ ... وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ ...»

+ دشمنان، همواره در کمین هستند و ارتداد و کفر و پشت کردن به دینتان را مى‌خواهند و به غیر آن راضى نمى‌شوند. آنها دنبال پیروزى موقت نیستند، بلکه مى‌خواهند فرهنگ و مکتب شما را از بین ببرند. «حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ»

+ حسن عاقبت، ملاک ارزش است. چه بسا مسلمانانى که کافر مرده‌اند. «فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ»

+ ارزش ایمان و عقیده تا جایى است که اگر ایمان رفت، اعمال صالح نیز حبط مى‌شود. «مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ ... حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 221

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح تابستونی همگی به خیر و خوبی :)






 " بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَ عَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَ عَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (216) "


" (ای مسلمانان) جنگ و جهاد در راه خدا برای شما واجب شده است ولی (به خاطر سختی‌هایش) برای شما خوشایند نیست البته خیلی از کارهای مهم است که (شما به علت عدم اطلاع از حقیقت و عاقبت آن) شاید مکروه و ناخوشایند می‌دانید درحالی که (بنا به مصلحت الهی) به خیر و صلاح شماست و یا خیلی از کارها را (به خاطر اینکه در ظاهر برایتان خوشایند است و لذت زود گذر دارد اما از عاقبت بد و شر و از خطرات بعدی آن خبر ندارید ولی) دوست دارید (انجام بدهید) درحالی که آن کار برای شما شر و بد است بنابراین شما (توان تشخیص خیر و شر را ندارید و) نمی‌دانید، ولی خداوند (مصلحت شما را بهتر) می‌داند (پس باید به مقدرات الهی راضی شوید.) (216) "




خدا می داند









--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ اکراه از جنگ، یا به خاطر روحیّه‌ رفاه‌طلبى است و یا به جهت انسان دوستى و رحم به دیگران و یا بخاطر عدم توازن قوا و برترى دشمن است. قرآن مى‌فرماید: شما آثار و نتایج جهاد را نمى‌دانید و فقط به زیان‌هاى مادّى و ظاهرى آن توجّه مى‌کنید، در حالى که خداوند از اسرار و آثار امروز و فرداى کارها در ابعاد مختلفش آگاه است.

+ جنگ با همه‌ سختى‌هایى که دارد، آثار مثبت و فوایدى نیز دارد. از جمله:

الف: توان رزمى بالا مى‌رود.

ب: دشمن جسور نمى‌شود.

ج: روح تعهّد و ایثار در افراد جامعه به وجود مى‌آید.

د: قدرت و عزت اسلام و مسلمانان در دنیا مطرح مى‌شود.

ه: امدادهاى غیبى سرازیر مى‌گردد.

و: روحیّه‌ استمداد از خدا پیدا مى‌شود.

ز: اجر و پاداش الهى بدست مى‌آید.

ح: روحیّه‌ ابداع و اختراع و ابتکار بوجود مى‌آید.

+ برخلاف تبلیغاتى که دنیا براى صلح و علیه خشونت دارد، مسئله جهاد در راه دین، در تمام ادیان آسمانى بوده و یک ضرورت حتمى است.

+ در تورات مى‌خوانیم:

  • ساکنان شهر را بدم شمشیر بکش و اموالشان را جمع نماى. «تورات، سِفر تثنیه، باب 13، جمله 15»
  • همگى ایشان را هلاک ساز و ترحّم منما. «تورات، سفر تثنیه، باب 7، جمله 3»
  • چون براى مقاتله بیرون روى و دشمن را زیاد بینى، نترس. «تورات، سِفر تثنیه، باب 20، جمله 1»
  • برادر و دوست و همسایه خود را بکشد تا کفّاره گوساله‌پرستى باشد. «تورات، سِفر خروج، جمله 26»
  • موسى جمعیّتى را به سوى جنگ حرکت داد و مقاتله مهمّى صورت گرفت. «تورات، سِفر اعداد، باب 31، جمله 34»

+ در انجیل متى‌ آمده است:

  • گمان مبرید که آمده‌ام تا سلامتى بر زمین بگذارم، نیامده‌ام تا سلامتى بگذارم، بلکه شمشیر را. «انجیل متى‌، باب 10، جمله 7»
  • هرکه جان خود را دریابد (و به جنگ نیاید) آنرا هلاک سازد و هرکه جان خود را به خاطر من هلاک کرد آنرا خواهد یافت. «انجیل متى‌، باب 10، جمله 39»

+ در قرآن نیز در سوره‌هاى آل عمران، مائده‌ و بقره‌ از وجود جنگ و جهاد در ادیان گذشته، سخن به میان آمده است.

+ ملاک خیر و شر، آسانى و سختى و یا تمایلات شخصى نیست، بلکه مصالح واقعى ملاک است و نباید به پیشداورى خود تکیه کنیم. «عَسى‌ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»

+ کراهت و محبّت نفسانى، نشانه‌ خیر و شرّ واقعى نیست. «تَکْرَهُوا ... وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... تُحِبُّوا ... وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ»

+ جنگ و جهاد در راه دین، مایه‌ خیر است. «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ ... وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»

+ تسلیم فرمان خدایى باشیم که بر اساس علم بى‌نهایت به ما دستور مى‌دهد، گرچه ما دلیل آن را ندانیم. «وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»

  • گلاره خانوم

ختم قرآن 220

چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم

صبح همگی پر از نور و زیبایی :)

 

 

 

 

 

 " بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ ۖ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتَامَىٰ وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ ۗ وَ مَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ (215) "


" (ای پیامبر) از تو می‌پرسند که چه چیز انفاق کنند (در جواب آن‌ها) بگو: هر آنچه انفاق می‌کنند باید (اولا از لحاظ کیفیت) چیز خوبی باشد (مفید حال مردم باشد، ثانیا از لحاظ اولویت به ترتیب) برای پدر و مادر (و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها) و سپس بستگان نزدیک و بعد یتیمان و نیازمندانِ فقیر و در راه‌ماندگان باشد و بدانید هر کار خیری انجام دهید خداوند به آن (انفاق‌ها) آگاه است. (215) "











--------------

قسمتی از تفسیر این آیه در تفسیر نور:

+ در این آیه دو بار کلمه «خیر» بکار رفته است: یکى انفاق خیر؛ «أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ» ودیگرى کار خیر؛ «تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ» تا بگوید افراد بى‌پول نیز مى‌توانند با عمل و کار خود، به خیر برسند.

+ در انفاق، رعایت اهمّ و مهمّ، اطلاع کامل و موازین عاطفى مورد نظر است.

+ انفاق پنج گونه است: «تفسیر مواهب‌الرّحمن، ج 3، ص 264»

1. انفاق واجب. مانند زکات، خمس، کفّارات، فدیه ونفقه زندگى که برعهده مرد است.

2. انفاق مستحبّ. مانند کمک به مستمندان، یتیمان و هدیه به دوستان.

3. انفاق حرام. مانند انفاق با مال غصبى یا در راه گناه.

4. انفاق مکروه. مانند انفاق به دیگران با وجود مستحقّ در خویشان، که ثوابش کمتر است.

5. انفاق مباح. مانند انفاق به دیگران براى توسعه زندگى. زیرا انفاق براى رفع فقر، واجب یا مستحبّ است.

+ نوع انفاق و مورد و راه آن را باید از مکتب وحى آموخت. «یسئلونک»

+ سؤال مردم، زمینه‌ نزول پاسخ از طرف خداوند است. «یَسْئَلُونَکَ ... قُلْ»

+ انفاق، شامل کارهاى کوچک و بزرگ مى‌شود. «من خیر»

+ مال و دارایى دنیا، در دست افراد با ایمان، مایه‌ خیر است. «من خیر»

+ انفاق باید از چیزهاى خوب و مرغوب باشد. «من خیر»

+ انفاق، تنها در امور مالى نیست، هر نفع و بهره‌اى را در برمى‌گیرد. «من خیر»

+ بهترین مورد انفاق، والدین و بستگان هستند. «فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ ...»

+ انفاق به خویشان، مایه‌ استحکام پیوندهاى خانوادگى، و انفاق به دیگران، سبب جبران کمبودهاى مالى و عاطفى نیازمندان و برطرف نمودن اختلاف طبقاتى است. «فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتامى‌ وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ»

+ حکیم کسى است که در پاسخ، به چیزى اشاره کند که سؤال کننده از آن غافل است. در آیه از جنس انفاق سؤال شد، خداوند مورد را معیّن نمود. «ما ذا یُنْفِقُونَ ... فَلِلْوالِدَیْنِ ...»

+ اسلام، به طبقه‌ محروم توجّه خاصّى دارد. «الْمَساکِینِ»

+ عمل صالح، هرگز ضایع نمى‌شود. خواه آشکار صورت گیرد یا مخفیانه، کم باشد یا زیاد. «فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ»

+ ایمان به آگاهى خداوند از عمل ما، بهترین تشویق است. «فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ»

  • گلاره خانوم